چرا ارز واحد جهانی رویایی غیرعملی است؟

آیا وقت آن نرسیده که در مورد نظام پولی جهانی بازنگری شود؟

دنیای امروز از نظر مالی و اقتصادی بیش از هر زمان دیگری در هم ادغام شده است. اما سیاست‌گذاری، به خصوص سیاست‌های بانک‌های مرکزی، همچنان مثل سابق در سطح ملی و منطقه‌ای باقی مانده است. آیا وقت آن نرسیده که در مورد نظام پولی جهانی بازنگری شود؟ به طور خاص، آیا وجود یک بانک مرکزی جهانی و یک ارز جهانی از سیاست‌های پولی و ارزی گیج‌کننده، ناکارآمد و قدیمی هر کشور منطقی‌تر نیست؟ نشریه گاردین در این زمینه نوشت: امروزه فناوری به نقطه‌ای رسیده که یک پول دیجیتال مشترک امکان چنین شرایطی را فراهم می‌کند. نظام پولی فعلی هم پرریسک است و هم ناکارآمد. شرکت‌های جهانی در تلاش‌های بیهوده خود برای جلوگیری از ریسک ارزی زمان و منابع زیادی را هدر می‌دهند.

مزایای اداره دنیایی با یک پول واحد بسیار زیاد است. مهم‌ترین نکته آن است که جنگ‌های ارزی و آسیب این جنگ بر اقتصاد دنیا حذف می‌شود. قیمت‌گذاری نیز شفاف‌تر خواهد بود و مصرف‌کنندگان می‌توانند بی‌قانونی‌ها را با گوشی‌های خود رصد کرده و بهترین معامله‌ها را داشته باشند. حذف معاملات با ارزهای خارجی و هزینه‌های تامین امنیت این معاملات باعث می‌شود تجارت جهانی که اکنون دچار رکود شده جان تازه‌ای بگیرد و کارایی تخصیص سرمایه در سطح جهانی افزایش یابد. اما طبق تحلیل نشریه گاردین این موضوع رویایی بیش نیست و ایجاد ارز واحد جهانی در شرایط فعلی تقریبا غیرمحتمل است. اگرچه ایده‌آل این است که بانک‌های مرکزی مستقل از نفوذ سیاسی باشند، اما ناگزیر به بدنه‌های سیاسی پاسخگو هستند. این بانک‌ها مشروعیت خود را مدیون فرآیندهای سیاسی هستند که آنها را ایجاد کرده‌اند. همین مشروعیت سیاسی را امروز نمی‌توان برای «دو سوی اقیانوس» که بسیار کوچک‌تر از سطح جهانی است متصور شد. معاهده‌های تجاری بین کشورها می‌تواند قوانین حاکم بر تجارت و دیگر حوزه‌ها را هماهنگ کند. اما نمی‌تواند حق حاکمیت نهادی به قدرتمندی بانک مرکزی یا نمادی به جذابیت یک پول کاغذی را انتقال دهد.

به علاوه تصمیم‌های سختی که بانک‌های مرکزی در شرایط دشوار اتخاذ می‌کنند، همزمان هم فنی و هم سیاسی هستند. مهم‌تر از همه، مشروعیت این تصمیم‌ها ریشه در قانون دارد. تزریق مالی به یک بانک صورت گیرد و به بانک دیگر نگیرد؟ تصمیم‌گیری در مورد سوالات اینچنینی در یک سطح فراملی از نظر تئوریک غیرممکن نیست، اما در دوره مدرن عملی نیست. 

با این حال، این حقیقت که ایجاد یک بانک مرکزی جهانی و ارز بین‌المللی محکوم به شکست است، سیاست‌گذاران را از پاسخگویی نسبت به چالش‌های ایجاد شده به واسطه نظام پولی جهانی از هم گسسته فعلی معاف نمی‌کند. و این یعنی ایجاد نهادهای چندجانبه جهانی.

همچنین جهانی‌تر شدن نیازمند تعهد همه بازیگران به توسعه زیرساخت‌ها است تا جریان کارآمد منابع در اقتصاد جهان تضمین شود. به همین منظور، پایه سرمایه بانک جهانی باید افزایش یابد تا منابع مالی لازم برای سرمایه‌گذاری اقتصادهای نوظهور در بزرگراه‌ها، فرودگاه‌ها و غیره تامین شود.

حمایت چندجانبه برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها تنها روش احیای تجارت جهانی تحت نظام پولی فعلی نیست. همان‌طور که نشانه‌های فراوان در هفت دهه گذشته نشان داده، کاهش موانع تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای نیز در این زمینه مفید است؛ به ویژه در حوزه کشاورزی و خدمات.

کد خبر 311

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 5 =